ميرزا محمد على وفا زواره اى
46
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
لشكر نيز اخراج كرد . « 1 » وزير مختار مطرود و مغضوب نيز به سرعت به يكى ديگر از زيردستان انگليسى به نام استرودات دستور داد به تهديد شاه و تقويت افغانها ادامه دهد و خود از اينكه در درون به هدفش كاملا دست يافته بود ، شادمان به تهران آمد و از راه زنجان به آذربايجان رفت . او از زنجان ، نامهاى مشتمل بر 950 كلمه ، به سيّد شفتى در اصفهان نوشت . « 2 » سيّد نيز ، جوابى دندانشكن در 2400 كلمه ، برايش فرستاد . اما زمانى پاسخ مكنيل داده شد كه سياست او كارگر افتاده بود . سربازان انگليسى در ماه ششم ژوئن 1838 م مطابق 1254 ق جزيره خارك را تصرف كرده بودند و شاه مجبور شد ، محاصره هرات را رها كند و برگردد ، چون با تجهيزاتى معادل « پانصد غلام سپاهى ( Sepoy ) از مستعمرهء هند و دو توپ شش پاندى خارك را اشغال كرده بودند » و دسترسى آنها به هرات كاملا ساده شده بود . « 3 » در كتاب مفصّل بيان المفاخر ، اشارتى كوتاه به اين مراسله رفته است . « 4 » نامه و پاسخ ، حياتى و در عين حال فخيم است . نيرنگ و دورنگى فرستاده انگليس و در مقابل ، دل پاك و استوار و سليم ، قاطعيت و آگاهى سيّد شفتى نيز از جاىجاى نامه پيداست . « سيد در علوم ادبيّه نيز بر خلاف بسيارى از فقها دست داشت و آنچه از نوشتههاى فارسى او در دست است ، منافى سبك نسبتا پخته و منشيانهء نامه نيست » . « 5 » بعيد مىنمايد كه پاسخ اين مراسله به قلم خود سيّد نباشد . بههرحال ، اين پيام پاسخ ، پيش از هر چيز مبين حشمت و نفوذ سيّد شفتى است كه بخشى از آن مىتواند ناشى از همان حساب باشد كه فتحعلى شاه از عالمان دينى ، بهويژه سيّد شفتى مىبرد و قبلا ذكرى از آن به ميان آمد . فتحعلى شاه حتى در مقبرهء اختصاصى خويش در قم نيز دستور داده بود
--> ( 1 ) - سفرنامه چهار فصل ، ص 590 ( 2 ) - او كه مىدانست شاه از اين نامه آگاه مىشود ، با اين كار قصد داشت ، سيّد شفتى را به دخالت در سياست محمّد شاهى بكشد و او را از هرات بازدارد . چون همه مىدانستند كه رابطهء صدراعظم حاجى ميرزا آغاسى با سيّد - به دليل انتساب به تصوّف و بىاعتنايى حاجى به عالمان بزرگ - شكرآب است . ( 3 ) - ع . امانت ، پيشين ، ص 139 ( 4 ) - بيان المفاخر ، ج 1 ص 89 - 188 اين پيام و پاسخ در صفحات 39 - 128 سياستگران . . . ، ج 2 ، آمده است محمود طلوعى نيز خلاصه و قسمتهايى از اين نامه و پاسخ را آورده : ( هفت پادشاه ، ج 1 ، صص 96 - 286 ) تفصيل و تحليل عالمانه آن در مقاله ع . امانت نيز آورده شده است ( پيشين ، صص 51 - 111 ) . ( 5 ) - ع . امانت ، پيشين ص 121 ( از نوشتههاى معروف او در ادبيات عرب ، الحلية اللامعة است كه همان حواشى و تعليقات بر كتاب سيوطى است . از آثار فارسى او نيز رساله مبسوط تحفة الابرار و همچنين رسالهء سؤال و جواب است . )